امیر دشتی ! جوجه نصاب و مدیر کل ایکس کروزر در رشت !!!
آقای امیردشتی مدیر کل ایکس کروزر در شهرتان رشت است !!! جوجه نصابی که در رشت دنبال دستگاهی میگشت که کسی نداشته باشد تا بتواند حداکثر منافع را ببرد . من دستش را گرفتم و ایکس کروزر را به وی در رشت رساندم و این آقا شد مدیرکل ایکس کروزر در رشت !!! شماره تلفن این مردک حقیر ۰۹۱۱۱۳۲۱۵۸۶ است .تصویر این مردک هم در زیر دیده میشود .
خیلی حمایتش کردم و علی رغم تلفنهای مختلف برای خرید مستقیم ازخودم ، همه مشتری های ایکس کروزر را به سمت این جوجه سوق میدادم تا رشد کند. وی بعد از مدتی آدم شدن در فروش لوازم ماهواره در رشت ، خیال ورش داشت که چرا خودش جای من نباشد و مدیریت فنی ایکس کروزر را به عهده نگیرد ؟!
این جوجه نصاب فرصت طلب با بهانه تراشی سر موضوعات مدیریتی در انجمن ایران دی وی بی، شروع به تماس مستقیم با شرکت ایکس کروزر و بهروز حسن زاده سامانی کرد . بهروز حسن زاده سامانی هم که تنها منتظر پر شدن سبد کالاهای ایکس کروزر توسط من بود دیگر داشت خودش را برای براندازی نرم من از همه مسیولیتهای فنی و تجاری شرکت آماده می کرد و در این میان این فرد را مهره خوبی دید .
امیر دشتی با ایکس کروزر کانال زد و این فرد شد مهره خاموش ایکس کروزر تا زمان دک کردن من . مچ کمال اسماعیلی و بهروز حسن زاده و امیر دشتی را لابلای خرید و فروش اقلام ماهواره گرفتم و این عملی بود برخلاف پیمانهای بین من و ایکس کروزر که تا زمانیکه من در ایران فعالیت دارم شرکت ایکس کروزر از فروش مستقیم به خریداران من خودداری کند .
وقتی با کمال اسماعیلی مطرح کردم وی تقصیر را گردن بهروز حسن زاده سامانی انداخت و وقتی با وی مطرح کردم پشتیبانی از مشتری را بهانه کرد.
دروغی که سر آغاز سقوط ایکس کروزر شد و باعث شد متوجه شوم این جماعت در حال بهره برداری از من و در همان حال حذف تدریجی من هستند . حقیقتش با خروج از ایکس کروزر مشکلی نداشتم و این سیستم سراسر دروغ داشت همه علایقم به کار در آن شرکت را از بین می برد.
در زمان خروجم از ایکس کروزر تنها چیزی که از بهروز حسن زاده سامانی خواستم موقعیت ندادن به این فرد بود و اینکه ارتباط شرکت با وی قطع شود زیرا وی این امر را پیروزی خود در نظر خواهد گرفت و این برخلاف عدالت است .وی هم موافقت ضمنی با این موضوع کرد .
در آخرین لحظات تصفیه مالی با شرکت با خبر شدم ، ۱۰۶ دستگاه رسیور امیر دشتی در جایی گیر افتاده است . این موضوع نشان داد که بهروز حسن زاده سامانی و کمال اسماعیلی و امیر دشتی در تمام این مدت در حال مخفی کاری بودند تا من از آن شرکت بی سرو صدا بیرون بروم.
این هم دیگر برایم مهم نبود. به بهروز حسن زاده سامانی ایمیل زدم و مابقی مطالبات قانونی بابت ۷ سال کارکرد در آن شرکت را مطالبه کردم و برایش تمام موارد دزدی کمال اسماعیلی را که وی تا آن زمان از آن بی خبر بود برملا کردم .
وی بی سرو صدا تلویحا قبول کرد که مانده حسابها را پرداخت کند . ماجرا در حال اتمام بود که کمال اسماعیلی در خیابان انگشتش را برایم هوا کرد و نشان داد که این ماجرا را باید جور دیگری تمام کرد .
اینها می توانند بروند یک محصول جدید را با نام جدید از صفر و توسط خودشان شروع گسترش و بزرگ کنند ولی ایکس کروزر توی گلوی این اراذل بی شرافت گیر خواهد کرد.


